عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

136

كشف الحقايق ( فارسى )

مىفرمايد كه افضل الذكر لا إله الا الله است و هر نوبت كه لا إله الا الله گويد به مضغهء كه در پهلوى چپ است زند چنان كه مضغه درد گيرد و چون گويد هرآينه در اول چند روز آواز بگيرد و مضغه به درد آيد آنگاه بعد از چند روز چنان شود كه اگر يك شبانه‌روز بگويد آواز نگيرد و مضغه به درد نيايد و اين علامت آن باشد كه ذكر به اندرون رسيد و در اندرون جاى گرفت و در چنين ذكر گفتن خاصيات بسيار است كه به نوشتن راست نمىآيد . و سالك چون در اين حال ذكر گويد مردم كه از بيرون بشنوند چنان گمان برند كه مگر دو كس يا سه كس ذكر مىكند . و مراتب ذكر و درجات ذاكران در رساله توحيد مىآيد . فصل در بيان وجد و معرفت و كشف مشاهده و عيان و تجلى و وارد و حال و مقام بدانكه معنى وجد در لغت يافتن است على الاطلاق و به نزديك اهل تصوف يافتن مخصوص است و همان يافتن قلبست چيزى را از عالم غيب پس اول كه ديده دل گشاده مىشود بعالم غيب و چيزى از آن عالم ادراك مىكند آن را « وجد » مىگويند . و چون آن وجد زياده مىشود و ظاهر مىگردد آن را « كشف » مىگويند . و چون آن كشف زياده مىشود و ظاهرتر مىگردد « 1 » آن را « معرفت » مىگويند . و چون آن معرفت زياده مىشود و ظاهرتر مىگردد آن را « مشاهده » مىگويند . و چون تمام از حجاب بيرون مىآيد آن را « معاينه » مىگويند و اين طريق اهل تصوف است و اصطلاح ايشانست . اما به نزديك اهل تحقيق نه به اين طريقست . به نزديك اهل تحقيق از اول رؤيت تا آخر عيان ده مرتبه است . و بعضى گفته‌اند كه دل به مثابه آتشدان است و معرفت به مثابه انگشت در آتشدان و محبت به مثابه آتش در انگشت و عشق به مثابه شعله در آتش و حال و وارد و الهام و سماع به مثابه باد است كه بر آتش دمند و چون آتش محبت كه در دلست بسبب باد سماع شعله زند اگر به طرف چشم آيد سالك را در گريه آرد

--> ( 1 ) - انتهاى نسخهء مجلس شوراى ملى